قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1990
تاريخ الفي ( فارسى )
و يار غار و جليس و انيس او بود ، رسيد به اتّفاق شكر خادم عضد الدّوله كه در دولت علويه رعايت يافته بود ، شكايت كتاميّه را به منجوتكين كه حاكم شام بود از قبل العزيز باللّه نوشت . و چون امين الدّوله بر اين حال اطلاع يافت فى الحال قبيلهء كتاميّه را جمع كرده به گرفتن منجوتكين به شام فرستاد و گفت كه : منجوتكين بر الحاكم باللّه متمرّد شده و منجوتكين از ايشان متوّحش گشته با جمعى از مشارقه قصد مصر كرد . و ابن عمار از اين حال آگاهى يافته ابو تميم سليمان بن ندرج را با برادر و لشكرى بسيار پيش او باز فرستاد . بعد از تلاقى فريقين منجوتكين هزيمت يافته به جانب شام مراجعت نمود و اهالى شام دروازههاى شهر دمشق را به صلح گرفته به ابو تمّام كتامى كه نيكوسيرت و عادل بود و شاميان او را مىخواستند ، داد و حبش « 1 » بن صمصام كتامى را كه بر فلسطين حاكم بود معزول كرد و او به مصر پيش حسن بن ارجوان رفت و از حسن بن عمار شكايت كرد . ابن عمار كه عبارت از امين الدّوله است ، چون از شكايت و اتّفاق او به ارجوان آگاه شد كتاميّه را بر خون ارجوان تحريض نمود . ارجوان در قصر خلافت گريخت و قضاة و ائمّه را گفت كه : مصلحت وقت آن است كه الحاكم باللّه را از قصر خلافت بيرون آورده بر مردم مصر ظاهر كنيم و به تجديد بيعت او قيام نماييم و گوييم كه اين در دست كتاميّان بسيار زبون و عاجز شده از شما يارى و امداد مىطلبد و از تعدّى ايشان استغاثه مىنمايد ؛ چه ، شما آبا و اجداد او را نيكو مىشناسيد . مصريان چون اين حالت را مشاهده كردند همه مسلّح و مكمّل شده روى به حرب كتاميّه آوردند و جمعى كثير از ايشان را به قتل رسانيدند و امين الدّوله روى به گريز نهاد ، و ارجوان با جماعتى از دليران اهل مصر تعاقب او نموده او را به قتل رسانيد و مادّهء فتنه و فساد را بالكليّه مستأصل گردانيد و بعد از آن سلطنت الحاكم باللّه را صاف شد . و در همين سال ، اهل صور متمرّد و عاصى شده مرد ملاحى را كه او را « علانه » گفتندى « 2 » بر خود امير ساختند . ارجوان خادم ، ابو عبد اللّه حسين بن [ 236 الف ] ناصر الدّولة بن حمدان را با لشكرى عظيم به تسخير بلدهء صور فرستاد . چون ابو عبد اللّه به آنجا رسيد اهل صور بعد از محاربات كس پيش قيصر روم فرستاده از وى مدد خواستند . قيصر روم چند كشتى پر از لشكر به امداد ايشان فرستاد . و ابو عبد اللّه نيز لشكر بسيار در كشتيها داشت . اتّفاقا ، پيش از آنكه لشكر روميان به حوالى صور رسد ميانهء كشتيهاى ابو عبد اللّه و كشتيهاى روميان جنگ شد . مسلمانان غالب آمدند و اكثر مردم « 3 » كه در آن كشتيها بودند ، هلاك شدند . چون اين خبر به اهل صور رسيد شهر را جهت ابو عبد اللّه باز كردند . چون
--> ( 1 ) . الكامل : جيش . ( 2 ) . الكامل : علاقه . ( 3 ) . م : اروم . در هيچ يك از فرهنگها به اين لفظ كه معنى « مردم » يا « روم » و « روميه » را بدهد برنخورديم .